در انتظار خورشيد

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

دل من داند و من دانم و دل داند و من

خاک من گل شود و گل شکفد از گل من

تا ابد مهر تو بیرون نرود از دل من

بارالها شاکرم از هر آنچه که مرا لایق آن کردی که اینها همه

از آن توست و من فقط لایق انعکاس مادی آن شده ام !

این لیاقت را به خاطر بنده بودن به خاطر جوانیم به خاطر خاطی

بودن به خاطر هر چیزی غیر خودت ، از من نگیر !

دود اگر بالا نشیند ، کسر شأن شعله نیست

جای چشم ابرو نگیرد گر چه او بالاتر است

گر تو دیدی ناکسان بالا نشینند ، غم مخور

روی دریا کف نشیند ، قعر دریا گوهر است !

بزرگا تو را سپاس می گویم و خوشحالم که به من فرصت

زیستن دادی آنهم از نوع درست زیستن !

تو را می پرستم ای قدرت برتر و خوشحالم که تو را دارم.

خدا آن حس زیباییست که در تاریکی صحرا  ، زمانی که هراس

مرگ میدزدد سکوتت را ، یکی مثل نسیم دشت می گوید :

کنارت هستم ای تنها ......

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱٤ساعت ۸:٥٦ ‎ب.ظ توسط صابر نظرات () |

 

دلم گرم خداوندیست که با دستان من گندم برای یاکریم خانه

می ریزد!

چه بخشنده خدای عاشقی دارم که می خواند مرا با اینکه می

داند گنهکارم !

دلم گرم اوست ، می دانم که تنهای تنهایم !

تو را ای گل نازم می ستایم ، چه دنیایی دارم من چه دنیایی چه

احوالی دارم من !

با تو بر مرغان دریایی ، امیرم !

بی تو در زندان تنهایی اسیرم !

با تو در کاخ وفا ارباب عشقم!

بی تو در کوه جفا سنگی حقیرم!

عجب نازنین یاری دارم ! توی نگاهت یک حس غریبی است .

میمیرم برای یک لحظه

نگاهت یک لحظه توجهت یک لحظه ....!

آتشی روشن کرده ام و عهد بسته ام نگذارم هرگز خاموش شود

و در سکوتی ژرف فریاد آسمان را می شنوم.

خبر نداری که دیریست در این دیار اقامت داری!!

وقتی رسیدی که شکسته بودم

از همه آدمها خسته بودم

وقتی رسیدی که نبود امیدی

اما تو مثل معجزه رسیدی!!!

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٥ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ توسط صابر نظرات () |

 

تو آن چیزی خواهی شد که به آن می اندیشی و عمل میکنی .
 
 
زندگی هدیه خداوند به ماست و ” شیوه زندگی ” ما ، هدیه ما به خداوند .
 
 
پربارترین گنج ، قلبی عاشق است که با همه در آرامش است .

بهترین لحظات زندگی ، اوقاتی است که احساس می کنیم عشق را به دیگران

 منتقل می کنیم و پیام و حضور خدا را برای دیگران قابل لمس می سازیم .
 
 
هر رنجی در خدمت تکامل است .
 
 
شادی را هیچ پیامبر و قدیسی نمیتواند به تو ارزانی دارد . تو باید خود این ثروت

 را کسب کنی .
 
 
یکی از مهمترین گام های رسیدن به خدا ، عشق و یاری به فقر است .
 
 
خدای نور و زندگی ! هر روز مرا از عشقت لبریز کن تا از بگذرم و به رنجیدگان

برسم . دعاها و اشکهایم را برایت می آورم . خودم را به تو تقدیم میکنم .
 
 
مراقب باشید انچه می بخشید چون رازی در قلبتان پنهان بماند .
 
 
زمین و آسمان شاید روزی ناپدید شوند اما حقیقت یا عشق فناناپذیر است . به

آنچه فناناپذیر است بپیوندید .
 
 
با زندگی بیامیزید . به رنجیدگان یاری رسانید . به همه عشق بورزید . آنگاه

خودتان ، تقدیر ، راز زندگی و خدا را خواهید شناخت .


 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/٥ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ توسط صابر نظرات () |

 این نکات زیر به نظر من آموزنده است لطفاً یک بار هم که شده

 تا آخر بخوانید. 

قانون یکم: به شما جسمی داده می‌شود. چه جسمتان

را دوست داشته یا از آن متنفر باشید، باید بدانید که در

طول زندگی در دنیای خاکی با شماست.


 
قانون دوم: در مدرسه‌ای غیر رسمی و تمام وقت

نام‌نویسی کرده‌اید که "زندگی" نام دارد. در این مدرسه

هر روز فرصت یادگیری دروس را دارید. چه این درس‌ها را

دوست داشته باشید چه از آن بدتان بیاید، پس بهتر است

به عنوان بخشی از برنامه آموزشی برایشان طرح‌ریزی

کنید.
 
قانون سوم: اشتباه وجود ندارد، تنها درس است. رشد

فرآیند آزمایش است، یک سلسله دادرسی، خطا و

پیروزی‌های گهگاهی، آزمایش‌های ناکام نیز به همان

اندازه آزمایش‌های موفق بخشی از فرآیند رشد هستند.

قانون چهارم: درس آنقدر تکرار می‌شود تا آموخته شود.

درس‌ها در اشکال مختلف آنقدر تکرار می‌شوند، تا آنها را

بیاموزید. وقتی آموختید می‌توانید درس بعدی را شروع

کنید، بنابراین بهتر است زودتر درس‌هایتان را بیاموزید.

قانون پنجم: آموختن پایان ندارد. هیچ بخشی از زندگی

نیست که در آن درسی نباشد. اگر زنده هستید

درس‌هایتان را نیز باید بیاموزید.

 قانون ششم: قضاوت نکنید، غیبت نکنید، ادعا

نکنید،سرزنش نکنید،تحقیرو مسخره نکنید، وگرنه سرتون

میاد. خداوند شما را در همان شرایط قرار می‌دهد تا ببیند

شما چکار می‌کنید.
 
قانون هفتم: دیگران فقط آینه شما هستند. نمی‌توانید از

چیزی در دیگران خوشتان بیاید یا بدتان بیاید، مگر آنکه

منعکس کننده چیزی باشد که درباره خودتان می‌پسندید

یا از آن بدتان می‌آید.
 
قانون هشتم: انتخاب چگونه زندگی کردن با شماست.

همه ابزار و منابع مورد نیاز را در اختیار دارید، این که با

آنها چه می‌کنید، بستگی به خودتان دارد.
 
قانون نهم: جواب‌هایتان در وجود خودتان است. تنها

کاری که باید بکنید این است که نگاه کنید، گوش بدهید و

اعتماد کنید.
 
قانون دهم : خیرخواه همه باشید تا به شما نیز خیر

برسد.

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱۱/۱ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ توسط صابر نظرات () |

 

خدا کند که بیاید!

آنقدر سخت گذشت بر من مسکین شب و روز

که فغانها دارد در دل من هر نگه جانسوزش

ای کاش می دانستم که این چرخش تند روزگار و سکوت محض آسمانها و این غربت

صدای شکسته امواج قلبم از کجا و چه عالمی نشأت گرفته و من و ویرانه و دربه در

کدام سو کرده است و در این دشت پرهیاهو به دنبال چه چیز گریزان احوالم و ای وای

بر من و روزگاری که بر من و اهل دل و مسکینی قلبم گذشت و می گذرد و این چیست

که در من موج می زند و غبار اندوه چه ناله ای است که در کوه صبرم می لغزد و مرا

به هر سو می کشاند که چه چیزی را بفهمم و بشناسم و دریابم و فریاد چه سوزی

است که اینک به تنهایی خلوت شبانه ام هجوم آورده و مرا صدا می زند که بیا ولی من

چرا نمی خواهم بشنوم و اینک من در کدامین سو پرواز می کنم و در افق چه چیزی

را دریافتم که اینگونه بی محبا و شتابان می دوم تو چه چیزی را به من وعده کردی

که از خود و دل و همه چیزم گذشتم و رو به سوی کرانه های بی پایان می شتابم

تا خودم را در او بینم برایش قصه ها از غصه ها و دریافتهایم بسرایم و اینک این منم

یک شاهد آرام و خسته که دریافتم همه چیز بر یک چیز بنا شده و منم و سکوت

خوش عطر آگاهی از هر چه ندانم هاست.

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢٧ساعت ٧:۳۳ ‎ق.ظ توسط صابر نظرات () |

خدایا سلام دوباره مرا بپذیر . ای کاش می توانستم در وجودت حل شوم با اینکه

 اینجا در کنار کوهها تو را بیشتر احساس می کنم با اینکه کنار بندگان پاکت تو

 را می جویم با اینکه تو را استشمام می کنم اما باز هم دلتنگ توام برای تو

می نویسم  برای تو می خوانم مرا یاری کن و موفقم بدار و انگیزه ادامه را در

 من قوی کن یا رب العالمین

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢٠ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ توسط صابر نظرات () |

بهترینهایم تقدیم تو باد.

نمی توان کسی را وادار کرد که دوستمان داشته باشد اما می توانیم دوست داشتنی

 باشیم . باید مراقب زخم دل عزیزانمان باشیم شاید در مدت چند ثانیه بتوانیم به دل

 ایشان زخم زنیم ولی سالهای طولانی طول خواهد کشید تا آن زخم شفا یابد.

زنجیر عادت را پاره کن آنگاه بال در می آوری و پرواز می کنی .

در لحظه حال دغدغه تو چیست ؟ ترس و اضطراب تو چیست ؟ در لحظه حال

 چه اندوهی ممکن است موجود باشد ؟ بدان که تو در لحظه حال فقط آزادی و این

 همه رنج چیست ؟

اگر بتوانیم لحظه به لحظه زندگی خود را زندگی کنیم دیگر آرزویی نخواهد ماند .

 آنگاه شب خویش را به آرامش آبها و شفافیت آینه ها خواهی گذراند. اکنون لحظه

جدایی فرا رسیده است . بدرود ای زنجیرها !

من بدون نام پا به دنیا گذاشتم حال چرا وقتی نامم می اید فوری برمی گردم یا

کرنش می کنم یا ستیزه ! من نه نامی دارم و نه نفسی چه کسی ممکن است با من

 کار داشته باشد من نفس نمی خواهم آنچه پس از تولد من به من اضافه شده را

نمی خواهم این ها حقیقت من نیست همه نفسانیتی است که در من ایجاد شده

است . من آسمانی صاف و بی کرانه می خواهم . زوربای جانم مرا بیرون کشید

و بودای جانم مرا به درون ! بسیاری از رنج های ما گزینش خودمان است و

حاصل انتخاب ماست باید شکست یا شکفت ! می دانم خیلی دردناک است رنج

شکافته شدن و از پوسته خارج شدن را چشیده ای ؟

بیاییم از دوستی سخن بگوییم . دوستی به دوست وابسته است اما دوست داشتن

 وابستگی نیست بی قید و شرط سهیم شدن است . دوست داشتن سرشاری عشق

 است بی چشمداشت که از درون می جوشد . دوستی متوقع است اما دوست

داشتن گنجی است بی پایان دوستی زندان است اما دوست داشتن آزادی مطلق

است . خداوند می گوید: آن کس که مرا بشناسد مرا دوست می دارد .

دوست داشتن رایحه عشق است پس هرکس تو را دوست نداشت تو را نشناخته

است .

از تو سپاسگزارم که گذاشتی دوستت بدارم و دست بخشش مرا نیز برنگرداندی.

می دانم که عشق متوقع نیست چون می داند لحظه بعد در اختیار تو نیست که

وعده آنرا می دهی !

کنجکاوی عشق را سرد می کند چون ریشه ها باید در خاک رازها پنهان بمانند.

در فضای مه آلود رازهاست که عشق می شکفد و دوستی می بالد . عشق لطیف

تر از آن است که به دام سود و سوداگری بیفتد. دلم را باز می گذارم به درون بیا

و هر چه می خواهی بردار که جانم فدای توست . ای زیباترین خالق من

نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٢٥ساعت ٧:٤٤ ‎ق.ظ توسط صابر نظرات () |

من در کلمه زاده شدم و در کلمه می میرم و اینک شب تنهایی ام چه بی پایان است

 آیا می توانم بی دریغ و افسوس تنهایی و درد خویش را بگذارم و بگذرم ؟

می توان یک آسمان پر ستاره را دوست داشت بی آنکه با آن موافق بود . می دانم

 که دانه ای هستم در دل خاک نمی توانم آمدن بهار را جلو بیندازم چون بهار خود

خواهد آمد . باید فقط پذیرا و گشوده و منتظر باشم در زندگی من فصلی برای کشت

 هست و فصلی برای درو من صبر می کنم تا اعتمادم فزونی یابد صبر به من معنای

 خواستن یا داشتن نمی دهد بلکه نزدیک شدن به سرچشمه وجودم می باشد .

 دروازه دلم بالاخره گشوده شد و تو آمدی و دانه ام گل شد دانه به عشق گل و صید

 آفتاب است که پا در راه سفر طولانی می گذارد . پیشه اصلیت را عاشقی کن نه

 گدایی . دنیا قدر مردمان با بصیرت را نمی داند ابتدا آنها را به صلیب می کشد

می سوزاند آنگاه ستایششان می کند ! خدایا این مردمان را عفو کن زیرا نمی دانند

 چه می کنند. حال جوینده سکوتم در سکوت گنجی نهفته است سکوت باکره است

 هر نیلوفری که از سکوت تیره ی مرداب رهایی یافته جنجال برانگیز شده اما چرا

 باید موچب آشفتگی مرداب نشینان شد ؟ سکوت بهترین است تشنگان خود چشمه

را می یابند. غروبم مثل طلوعم زیباست گاه برای انسانیتی که روز به روز نحیف تر

 می شود اشک می ریزم . خالق زیبای من تو مرا با نیروی هستی بخش انوارت

 یکی و یگانه آفریده ای در راه عشق به هیچ گامی نیاز نیست عشق به من بالیدن

 می دهد عشق رنج می برد اما حسود نیست عشق رنج می برد اما اسارت نمی دهد.

 گل عشق در هوای آزاد می شکفد بیاییم در روابطمان تلاش کنیم تا دیگری را به

 سطح یک شی تنزل ندهیم عشق را باور کنیم نه حرفهایش را که در تنگنای کلام

 معنای واقعی خود را از دست داده بلکه گفته ها بهانه ای است که به اصالت آنچه

 در دل دارد پی ببریم . غایت عشق تملک نیست آزادی است عشق چیزی نمی دهد

 مگر همه وجود خود را عشق فقط می بخشد.بیاییم از عشق بند نسازیم بهتر آن

 است که عشق دریایی باشد مواج و دو ساحل وجودمان را به هم بپیوندد. شهوت

 کور می کند و عشق بصیرت می آورد. مردم در حصار اندیشه های خود هستند و

 اندیشه هایشان در حصار شرایط زندانی است وضعیت حصار در حصار !! روزی

 خواهد رسید که از من فقط عکسی غبارآلود به یادگار بر دیوار اتاق باقی خواهد

 ماند.می خواهم پس از عاشقی واسطه فیض باشم چون نی خالی تا نسیم رحمت

 الهی مرا شایسته یابد. اگر درختی پر میوه باشم و کسی پیدا نشود که میوه هایم را

 بچیند آنها را به زمین می بخشم . دلی دارم خواهان بخشیدن دستانی دارم به غایت

 تهی کسی به قصد تاراج سرمایه ام آمده بود خانه خالی بود و او با دلی شکسته

بازگشت . ای ماه کاش امشب از آن من بودی تا تو را به دزد خانه ام می بخشیدم .

 مهم نیست کسی که به او می بخشی لیاقت بخشش تو را دارد یا نه مهم آن است که

 او به بخشش تو نیازمند هست یا نه ؟ اگر هست با عشق و احترام ببخش من وسیله

 ای هستم در دست زندگی من شاهدی بیش نیستم همه چیز متعلق به اوست و من

 هیچ ندارم شاید لایق شوم و وسیله خدا باشم.

بزرگی تنها از آن کسی است که از صدای باد نغمه می سازد.

آنگاه که تو را در ورای ابرهای آبی زندگیم دیدم آنروز آخر دنیا بود ای هستی من

 می پرستمت .

نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٢۳ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ توسط صابر نظرات () |

ارواح مطهر صدای دلنشینتان هر گاه به من ندای برتر را می رساند می دانم که

 برای رسیدن به اوج باید خوب زیست و درتفکری بسیار بالا به سر برد و از

 حاشیه ها دور ماند تابتوانیم به بالاترین و ناب ترین حس بشری دست یافت آن

 حسی که کسی را در آن راه نیست جز یافته های مقدس ما که همه به امر او

 برای ما آشکار است وقتی سکوت می کنیم پروانه ها راهشان را به سوی نشستن

 بر روی شانه های ما پیدا می کنند و بدون هیچ نگرانی جایشان را محکم می کنند

 صدای آب و هیجان آن روحمان را زنده می کند و ما را به بالای آسمان هدایت

 می کند اینک که در اوج هستم و فراز و فرود را دیده ام می دانم که برای فرود

 سخت تر باید آماده باشم ولی این هراس است که تجربه باید کمکم کند که فرودم

به آهستگی باشد و صیقلی باشد برای اوج بعدی خداوندا بی قراری را تجربه

کردم و اینک می خواهم آرام و بی اضطراب زندگی کنم و هرگز به نداشته ها و

 شکست ها فکر نکنم و تنها چیز برای من تو باشی و بس . نگرانی ها را به باد

 سپردم و غمها را به آب و روان پریشان را به لطافت گلها و حال از ملکوتت

 آرامش و صبر می خواهم برای رسیدن به بهترینها ای بهترین و لطیف مرا

 دریاب و گوهر وجودیم را در خود حل کن می خواهم بهتر بشناسم بهتر ببینم و

 بهتر راه بروم آرام و موقر سر برگردانم تا همه جا حضور لایتنهایت را تجربه

 کنم خود را به تو می سپارم آمین به امید آنروز

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٢٥ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ توسط صابر نظرات () |

نمی

نمی دانم به کدامین سو گریزان می روم اما بار دیگر خود را تسلیم تو می کنم بر من

بگشا رازهای سر به مهری که نمی دانم و مرا به سوی بهترین هدایت کن

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/۸ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ توسط صابر نظرات () |


Design By : Night Skin

فهرست وب سایت های ایرانی